اسكار-2013
نامزدهای نهایی جوایز اسکار 2013

** نامزدهای بهترین فیلم
«چهارپایان حیات وحش جنوبی»
«دفترچه سیلور لاینینگز»
«۳۰ دقیقه بامداد»
«لینکلن»
«زندگی پی»
«عشق»
«جانگو آزادشده»
«آرگو»
ادامه ي مطلب راكليك كنيد
نامزدهای نهایی جوایز اسکار 2013

** نامزدهای بهترین فیلم
«چهارپایان حیات وحش جنوبی»
«دفترچه سیلور لاینینگز»
«۳۰ دقیقه بامداد»
«لینکلن»
«زندگی پی»
«عشق»
«جانگو آزادشده»
«آرگو»
ادامه ي مطلب راكليك كنيد
![]() هال هارتلي - آمريكا | ![]() بلا تار - لهستاني |
این کارساخته یSantiago Grasso به سال 2008 است و تاکنون بیش از 100 جایزه بین المللی را برده است،
استخدام ، روایت جهان بی سوژه است. آنچه قرار بود غایت انسان مدرن باشد و جهان را از منظر سوبژگتیویته ای فعال و پویا درک کند به فاجعه ای هولناک و بی صدا تبدیل می شود. در پایان اما فاجعه کامل می شود. چهره سلطه گرمرد تبدیل به یک قربانی می شود. همه چیز در خدمت اوست تا او در خدمت دیگران باشد.
استخدام چیزی متفاوت تر و بسیار حقیقی تر از آن تصاویر معمولی است که سعی دارد در شلوغی ، ویرانی ، اغتشاش و ناهمگونی، انسان معاصر را به تصویر بکشد. رنگ ها ساده اند، صدا ها واقعی اند. هیچ دهشت تصویری و سیاهی بصری یافت نمی شود. از ماشین وتکنولوژی خبری نیست تا گناه نافرجامی زندگی امروز را به گردنش بیاندازیم. بیگانگی چیزی تنیده در جوهر انسان امروز شده.
مرد لحظه ای در آینه مقابلش درنگ می کند، فقط لحظه ای کوتاه. در فاصله ی این تعلیق کوتاه گمانه می زنیم حتما متوجه شده چیزی غیر عادی است. همه چیز در هاله ی یک طبیعت و عادت پیش می رود. میز صبحانه کنایه ای از رابطه ای بی معنا ست. تلاش برای با هم بودنی نافرجام. آنچه در این انیمیشین اتفاق می افتد ، روح وحشی زندگی معاصر را نشانه می رود و نه کالبد پر سر و صدا و هیاهوی آن را. هیچ دیالوگی برقرار نمی شود. آنچه می بینیم انسانهایی مسخ شده در جهانی شیئی شده و فاقد هر گونه کنش اند.

مارلون براندو در حال گریم پشت صحنه پدرخوانده . پشت سرش فرانسیس فورد کاپولا شاداب و خندان نشسته است.
آناستازيا (ANASTASIA)
كارگردان : آناتول ليتواك .
رنگى / 105 دقيقه
(1956)
بازيگران : اينگريد برگمن ، پول براينر ، هلن هيز ، آكيم تاميروف ، مارتيتا هانت ، فليكس ايلمر و ايوان دسنى .
داستان فيلم:« بونين » ( براينر ) مهاجر روسى و چند هم دست ديگرش در پاريس نقشه مىكشند تا بدلى براى « آناستازيا » ، دختر آخرين تزار روسيه بتراشند كه گمان مىرود در سال 1918 ارتش سرخ او را كشته باشد . هدف آنان دستيابى به پسانداز ده ميليون پوندى خانوادهى تزار در انگلستان است .
ادامه دهيد:

ژان پير ملويل وآلن دلون
چه کسی از ویرجینیا وولف می ترسد
چی کسی از ویرجینیا وولف میترسد؟ (Who's Afraid of Virginia Woolf) فیلم درام سیاه و سفیدی به کارگردانی مایک نیکولز است که در سال ۱۹۶۶ بر اساس اقتباس از نمایشنامه ای به همین نام از ادوارد آلبی ساخته شد.
ادامه دهيد:

در فيلم هاي آنجلوپلوس شخصيت ها همه در حال سفرند و از جايي به جايي نقل مكان مي كنند. سفر اين شخصيت ها و فعل و انفعالات شان در برابر چشم اندازهاي گسترده جابه جايي آوارگان و خانه به دوشان در كنار جاده ها معني مركزي مفاهيم فيلم هاي او هستند.
ادامه دهيد:
اودیسه فضایی 2001

كوبریك كه به ساخت و انتخاب موسیقی برای فیلم هایش نظارت و اشراف كامل داشت، در این فیلم ترکیب درخشانی از موسیقی کلاسیک، موسیقی آوانگارد الکترونیکی و البته سکوت عمیق فضا را به کار برد. در موسقی کلاسیک، او از قطعات معروفی از اهنگ سازان بزرگ به ویژه «یوهان اشتراوس»( آهنگ ساز بزرگ اتریشی ) استفاده كرد. صلابت، قدرت و تم حماسی این قطعات در برخی از سكانس ها به تاثیر گذاری صحنه ها بسیار كمك كرده است.
ادامه دهيد:
«2001: یك اودیسهی فضایی»

۲۰۰۱: اودیسه فضایی (به انگلیسی: 2001: A Space Odyssey) فیلمی علمی-تخیلی به کارگردانی استنلی کوبریک و تهیه کنندگی شرکت مترو گلدوین مایر است که فیلمنامه آن با همکاری کوبریک و آرتور سی کلارک از روی داستانی به همین نام نوشته شدهاست.
این فیلم که در اکثر لیستهای بهترین فیلمهای سینما قرار دارد، در رده ششم فیلمهای منتخب منتقدین سایت اند ساوند قرار دارد.
بازیگران:
کیر دولئا (دکتر دیوید بومن)
گری لاکوود (دکتر فرانک پول)
ویلیام سیلوستر (دکتر هیوود فلوید)
لئونارد روسیتر (دکتر آندری اسمیسلوف)
مارگارت تیزاک (النا)
رابرت بیتی (دکتر رالف هالوورسن)
داگلاس رین (هال ۹۰۰۰ (صدا))
ادامه دهيد:




اينگريد برگمن (سوئد1915 - 1982) با چهره وشمايلي كه داشت وهمچنين علاقه به نمايش او را در بين بازيگران زن خصوصاً هاليوود متمايز ساخته بود. "سلزنيك "او را كشف و به هاليوود معرفي كرد، او بدون هيچ ارايشي جذاب زيبا و چهره اي معصومانه و جدي داشت و در بيشتر آثار سينمايي كه او نقش داشت از كمترين گريم و جواهرات استفاده مي كرد و قد بلندش نيز زيبايي بازي هايش را دو چندان مي ساخت وگاه براي ديگر بازيگران نقش مقابل او مشكل ساز. گويي خداوند تمامي عوامل زيبايي را در او نهاده بود تا در اذهان سينما وتاريخ هنر هفتم جاودان شود.نيز كمتر سراغ داريم بازيگر اني از اين قبيل.
ادامه دهيد.
اعتماد (TRUST)

(تولید 1991)
انگلستان و امريکا / عشقي / کمدي
رنگي / 106 دقيقه
بازيگران عمده: ايدري ين شلي، مارتين دانوون، مريت نلسن، جان مکي، سوزان کاستولوس، و مت مالوي.
کارگردان: هال هارتلي.
خلاصه داستان: «ماريا کاگلين» هفده سالي (شلي) با اعتراف به اين که مدرسه را رها کرده و باردار هم هست، خانه را ترک مي کند و با نابغه ي دمدمي مزاج الکترونيک، «ماتيو اسلاتر» (دانوون) آشنا مي شود...

شرح فيلم: دومين اثر بلند هارتلي، نشان از مؤلف بودن او دارد. مايه هاي اعتماد بسيار شبيه حقيقت باور نکردني (1989) است. فيلم با وجود نمايش تنش ها و کمبودهاي عاطفي / رواني شخصيت ها، حس آرامشي را به مخاطبش منتقل مي کند که شايد پيش تر تجربه نکرده باشد.

کارگردان : آلفرد هیچکاک
نویسندگان : جان پالمر - هیلاری جورج ساندرس
تاریخ انتشار : ۲۸ دسامبر ۱۹۴۵
بازیگران : اینگرید برگمن - گرگوری پک -مایکل چخوف - لئو کارول - روندا فلمینگ
موسيقي : ميكلوش روژا
مدت فیلم : ۱۱۱ دقیقه
کشور : آمریکا
مثل تمام كارهاي ديگر استاد ديدن اين اثر هم قابل تأمل در پاره اي از مسايل مربوط به هنر هفتم مي نمايد.سكانس هاي زيبا و بازي هاي خوب از نكات ديدني است.

خلاصه داستان : دكتر روانشناس جوانى به نام « ادواردز » ( پك ) ، رئيس تازهى يك آسايشگاه بيماران روانى ، جانشين « دكتر مرچيسن » ( كارول ) ، مىشود . « دكتر كنستانس پيترسن » ( برگمن ) كه دل به « دكتر ادواردز » باخته به رفتارهاى عجيب و غير عادى او مشكوك مىشود ، و خيلى زود پى مىبرد كه او « دكتر ادواردز » واقعى نيست .
ادامه دهيد.
از راست به چپ :
کلارک گیبل - گری کوپر - اینگرید برگمن -جک همینگوی(پسرِ ارنست همینگوی )- همسر گری کوپر



مدت فيلم 144 دقيقه است و به طريقه سياه و سفيد فيلمبرداري شده است. فیلم در ۷ مورد کاندیدای دریافت اسکار شده که ۲ جایزه را از آن خود کرد.

یک عکس تاریخی .مهمانی در منزل جورج کیوکر - لس آنجلس - کالیفرنیا
از چپ به راست ( بالا ) : رابرت مولیگان - ویلیام وایلر - جورج کیوکر - روبرت وایز - ژان کلود کریر - سرج سیلبرمن
پایین: بیلی وایلدر - جورج استیونز - لوئیس بونوئل - آلفرد هیچکاک - روبرت مامولیان

يك ملودرام -كمدي موفق و قابل تأمل
دختر خدا حافظي (THE GOODBYE GIRL)
درام - كمدي -
110 - امريكا
1977 - هربرت راس
ازميان فيلمهاي عاشقانه تاريخ سينما و آنهم در دهه هفتاد ، "دختر خداحافظي " به كارگرداني هربرت راس را ميتوان نام برد ،فيلم پر ديالوگي كه شايد در ابتداي كار ما را كمي خسته كند اما رفته رفته جذابيت خويش را بر ما آشكار مي سازد فيلمنامه پر قدرت نيل سايمون وبازي هاي درخشان مارشا ميسون(پولا) و ريچارد دريفوس(اليوت) بي نظير است.
ادامه دهيد
شکوه علفزار (Splendor in Grass) - الیا کازان 1961
فیلم شکوه علفزار از آن دسته فیلمهایی است که می توان آن را خیلی دوست داشت یا نسبت به آن بی تفاوت بود. اگر این فیلم با دقت تماشا شود حرف جدیدی برای گفتن هم دارد ، و «الیا کازان» کارگردانی است که با نزدیک شدن به آنچه آمریکایی ها دوست دارند، در هالیوود فیلمهایی متفاوت تولید کرده است.
ادامه دهيد.
مارلون براندو Marlon Brando
با نام مارلون براندو جونیور متولد سوم آوریل 1924 در اوماهای نیراسکات.پدرش فروشنده ومادرش بازیگری در تماشاخانه محلی.پس از اخراج از آکادمی نظامی مینه سوتا مدت یک سال در تماشاخانه دراماتیک ورکشاب نیویورک به تحصیل پرداخت.سه نمایشنامه را در کارنامه اش دارد.کافه کامیوندران.کاندید و پرچمی متولد می شود-در سال 1950 براندو تعلیمات کسب کرده از آکتورز استودیو و شخصیت جذب کننده و یاغی اش را به سینما می آورد.چندین سال پیاپی نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد شد.اتوبوسی به نام هوس-زنده باد زاپاتا-جولیوس سزارو دربارانداز که این آخری مجسمه را برایش به ارمغان آورد و جایزه منتقدان فیلم نیویورک را کسب کرده و نخل طلای جشنواره کن را نصیب برد.فصل خشک سفید موجب نامزدی جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل را موجب شد.

بازیگری مدرن با مارلون براندوشروع شد.برخلاف ستارگان نسل پیشین خود که به طورکلی نقش ها رامتناسب با شخصیت می کردند براندو رئالیزم جدیدی را به نمایش گذاشت.به هر حال هوشمندی و شور و هیجان خاصی به هر نقش می دهد.مارلون براندو فرزند خانواده ی متوسط است.که دوران نوجوانی سختی را پشت سر گذراند.آغاز فعالیت بازیگری در تئاترهای آماتوری بود.سال 1944 بازیگر تئاتر برادوی شد .با انتخابش از سوی الیا کازان برای ایفای نقش استنلی کووالسکی در اجرای صحنه ای اتوبوسی به نام هوس(1947)یک شبه ره صد ساله را پیمود..اهمیت مارلون براندو در سینمای پس از جنگ آمریکا و تاثیرش در سطح جهانی غیر قابل انکار است.در تجسم بخشیدن به دروس اکتورز استودیو-که منشا آن مکتب منهتن و تعلیمات استانیسلاوسکی است.مارلون براندو بیش از هربازیگردیگری موفق به کسب اعتبار می شود.الیا کازان بود که براندو را کشف کرد.به عنوان فرزند نسل دهه 1950 براندو با شور وهیجان و جدیت شیوه جدیدی از بودن و بیان احساس را به نمایش درآورد.او همواره از حقوق اقلیتها و بویژه سرخ پوستان دفاع کرده و جنایاتی که بر علیه آنان رخ داده را محکوم می کرد.و در سال 1973 اسکار بهترین بازریگری برای پدرخوانده را برزمینه همین اعتراض رد کرد.سرانجام براندو در 1 ژوئیه 2004دار فانی را وداع گفت .او خیلی زودتر از هر کسی در جهان سینما راه خود را به سوی ترقی و شهرت باز کرد و طی سالها نقش آفرینی در مقابل دوربین همیشه به سلطان صحنه ها مشهور بود.
فیلم نگاری:
مردان(1950)-اتوبوسی به نام هوس(1951)-زنده باد زاپاتا(1952)-جولیوس سزار(1953 )-وحشی(1954)-دربارانداز(1954)-دزیره(1954)-مردان و عروسک ها(1955)-چایخانه ماه اوت(1956)-سایونارا(1957)-شیرهای جوان(1958)-نسل فراری(1959)-سربازهای یک چشم(1961)-شورش در کشتی بونتی(1962)-آمریکایی زشت(1963)-قصه وقت خواب(1964)-موریتوری(1965)-تعقیب(1966)-آپالوزا(1966)-کنتسی از هنگ کنگ(1967)-انعکاس در چشم طلایی(1967)-کندی(1968)-شب روزبعد(1969)-بسوزان(1969)-پدرخوانده(1972)-آخرین تانگو در پاریس(1973)-آبخیزهای میسوری(1977)-سوپرمن(1978)-اینک آخرالزمان(1979)-فرمول(1980)-فصل خشک سفید(1989)-کریستوفر کلمبوس(1992)-دون خوان دمارکو(1995)-جزیره دکتر مورو(1996)-پول مفت(1997)امتیاز(2001)
نام اصلی:پل لئوناردو نیومن
متولد 26ژانویه 1925درکلیونداوهایو. پدرش صاحب فروشگاه لوازم ورزشی بود و مادرش مجارتبار.طی جنگ جهانی دوم متصدی بیسیم در نیروی دریایی بود.پس از جنگ جهانی در کنیون کالج اوهایو تحصیل کرد. ابتدا رشته اقتصاد را برگزید اما بعد به تئاتر علاقمند شد.
پس از دانش آموختگی مدتی کوتاه با یک گروه تئاتری همکاری کرد. بعد به مدرسه هنرهای نمایشی دانشگاه بیل رفت.وپس از پایان تحصیلات به آکتورزاستودیو رفت.موفقیت ناشی از نخستین حضورش در برادوی که اجرای صحنه ای پیک نیک(1953)بود.منجربه عقد قرارداد با برادران وارنر شد و نخستین تجربه سینمایی اش فیلم حماسی ضعیفی بود به نام جام نقره ای(1955).اما این شکست نتوانست مانع روند کارنامه پل نیومن شود. سال بعد ایفاگر نقش راکی گرازیانو در کسی آن بالا مرا دوست دارد(رابرت وایز)وبعد نوبت به بیلی و کید در تیرانداز چپ دست(آرتور پن) رسید.تابستان گرم طولانی(مارتین ریت نخل طلای بهترین بازیگر مرد جشنواره کن را برایش به ارمغان آوردو گربه روی شیروانی داغ (ریچارد بروکس)او را نامزد اسکار کرد.آمیزه ای از چالاکی یک ورزشکار.چهره کلاسیک همراه با چشمان آبی.هوش در انتخاب نقش ها و حس طنز قوی باعث شد تا طی سا ل های 1960 پل نیومن ستاره محبوب تماشاگران ومنتقدان شود.او طی شش بار نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر مرد شده است.بیلیارد باز(رابرت راسن).هاد(مارتین ریت1963)لوک خوش دست(1967)فقدان رذالت(سیدنی پولاک)حکم(1982)اما رنگ پول (1986 مارتین اسکورسیزی)او را به این مجسمه طلایی رساند.
در1968 پل نیومن به فیلمسازی روی آورد و ریچل ریچل را ساخت که درامی بود با موضوع تنهایی و باشرکت همسرش جون وودوارد.فیلم نامزد اسکار بهترین فیلم شدو همسرش اسکار بهترین بازیگر زن سال را از آن خود کرد.نیومن با مشارکت سیدنی پواتیه-باربارا استرایسندو عده ای دیگر کمپانی فرست آرتیسنس را تاسیس کرد که هدف آن تولید فیلم با آزادی کامل بود.
خانواده نیومن در زمینه امور خیریه نیز شهرتی جهانی دارد. از این میان می توان به بنیاد اسکات نیومن اشاره کردکه پس از مرگ پسر نیومن در 1978 برای مبارزه با مواد مخدر تاسیس شده است.در سال 1985 اسکار افتخاری یک عمر فعالیت هنری به او اهدا شده بود.او پس از دریافت این جایزه چنین گفت:خوشحالم که این جایزه را پس از مرگ دریافت نکردم.واقعه امشب مرا شگفت زده و درعین حال به آینده امیدوار کرد.پل نیومن درسال 2008 درسن 83 سالگی به علت سرطان درگذشت.او انسانی دانشمند .درستکار.خانواده دوست بود.روحش شاد ویادش گرامی
فیلم نگاری:
جام نقره ای(1955)-کسی آن بالا مرادوست دارد(1956)-نابودی(1956)تا زمانی که دریا می نورد(1957) تابستان گرم طولانی(1958) تیرانداز چپ دست(1958) 'گربه روی شیروانی داغ(1958)بچه ها دور پرچم جمع شوید(1958)سرگذشت هلن مورگان(1959)فیلادلفیایی های جوان(1959)نگاهی از تراس(1960)اکسودوس(1960) بیلیارد باز(1961)نغمه های پاریس(1961)پرنده جوان خوشبو(1962)-جایزه(1963)هاد(1963)-چه زندگی پر جنجالی(1964)هتک حرمت(1964درایران:محاکمه آفتاب)لیدی ال(1965)-هارپر(1966)-پرده پاره(1966)-مرد(1967)-لوک خوش دست(1967)جنگ سری هری فریک(1968)-برد(1969)-بوچ کسیدی وساندنس کید(1969)-پول توجیبی(1972)-مامور مکینتاش(1973)-نیش(1973)-جهنم سخت(1974)-آسمان خراش جهنمی(1974)-بوفالوبیل و سرخ پوست ها(1976)-(ضربه محکم(1977)-کویینتت(1979)- وقتی زمان به پایان رسید(1980)قلعه آپاچی برانکس(1981)فقدان رذالت(1981)-حکم(1982)-رنگ پول(1986)-مرد چاق و پسرک(1989)-بلیز(1989)-آقا و خانم بریج(1991)-وکیل هادساکر(1994)-احمق هیچکس(1994)-راهی به سوی فنا

یک ربع قرن از ساخت فیلم آمادئوس می گذرد. ولی تماشای آن هنوز هم لذت بخش است. این که فیلمی سه ساعته، برای بار دوم بیننده را به خود بخواند و جذابیت اولیه اش را حفظ کند، مسئله ی کوچکی نیست. و آمادئوس چنین فیلمی است. در این جا شاهد یکی از برترین تقابل های تاریخ سینما هستیم. تقابلی که مشابه آن را چند سال بعد در شاهکار پلیسی-جنایی مایکل مان (مخمصه)، بین وینسنت هانا (پاچینو) و نیل مک کالی (دنیرو) می بینیم، در این جا به صورتی دیگر جلوه گر شده است: تقابل سالیری و موتزارت. تقابلی که در نهایت به تفاهمی جالب، اما قابل پیش بینی منجر می شود. تنها تفاوت بزرگ رابطه ی سالیری و موتزارت با نمونه ی مشابهش در فیلم مخمصه این است که در آمادئوس، بر خلاف مخمصه، این رابطه به صورت یک طرفه روایت می شود. ضمناً بر خلاف مخمصه که هانا و مک کالی را از نظر توانایی های فردی در سطح یکسانی نشان می دهد، در آمادئوس موتزارت به طور آشکاری از نظر استعداد و توانایی برتر از سالیری است و همین مسئله باعث ایجاد حس حسادت و کینه در سالیری می شود. این حسادت سالیری را کور می کند، به طوری که شباهت های بی شمارش را با موتزارت نمی بیند. جالب است که در دیگر شاهکار فورمن (دیوانه از قفس پرید) هم شخصیت مک مورفی و رئیس، شباهت های بسیاری دارند. ولی اگر آن جا این رابطه از همان ابتدا در بستری از تفاهم شکل می گیرد، این جا قضیه متفاوت است. (هر چند باز هم در انتها آن تفاهم جادویی را می بینیم.)
ادامه دهيد.

نزديك به نوزده سال از مرگ «فدريكو فليني»، كارگردان افسانهاي سينماي ايتاليا و جهان مي گذرد.
«فدريكو فليني» متولد 20 ژانويه 1920 در ريميني ايتاليا از بزرگترين و مستعدترين فيلمسازان دنياي سينما بود كه با فيلمهاي «جاده»، «هشتونيم» و «زندگي شيرين» به اوج شهرت جهاني رسيد.
فليني " استاد پیوند بین رویا،فانتزی،اشتیاق و نوستالژی است .
ادامه دهيد
کارگردان : Marc Webb ![]()
نویسنده : James Vanderbilt
بازیگران: Andrew Garfield, Emma Stone ,Rhys Ifans
هزینه تولید : 215 میلیون دلار
136 دقیقه
خلاصه داستان :
اندرو گارفیلد در این فیلم به نقش نوجوانی کم رو و دست و پا چلفتی ظاهر می شود که توسط نیش یک عنکبوت گزیده شده و صاحب توانایی هایی فوق العاده می شود. اما قدرت بیشتر، مسئولیت های بیشتر نیز به همراه دارد.
با ديدن اين كار از سري كميك استريپ هاي مرد عنكبوتي بايد واقعاً گفت : كه هرروز مي گن دريغ از ديروز -
اين اثر اصلاً قابل مقايسه با كارهاي 2002 - 2004 -و 2007 سام ريمي نيست.
ادامه دهيد
سِر چارلز اسپنسر چاپلین ![]()
(۱۶ آوریل ۱۸۸۹ - ۲۵ دسامبر ۱۹۷۷)
یکی از مشهورترین بازیگران و کارگردانان و همچنین آهنگساز برجستهٔ هالیوود و برندهٔ جایزهاسکار است. بیشتر فیلمهای او کمدی و صامت هستند.چاپلین یکی از محبوب ترین و بزرگترین هنرمندان قرن بیستم میلادی و تاریخ سینما است.
زندگی هنرمند بزرگ دنیای سینما، چارلی چاپلین، که بیاغراق از مشهورترین هنرمندان این فن است پر از درد و رنج و فقری وصف ناشدنی است. اما کمتر کسی میداند که این هنرمند بزرگ برای «چاپلین» شدن از کجا آغاز کردهاست. خوشبختانه خود او گوشه تاریک اوایل زندگی خویش را در کتابی تحت عنوان «داستان کودکی من» برای ما روشن کرده است. این کتاب مربوط به دورانی است که هنوز کسی چارلی را نمیشناخت و نمیدانست روزی بزرگترین ستاره سینما خواهد شد.

بدون شك يكي از تأثير گذارترين و ماندگارترين نمايشنامه هاي ويليام شكسپير "هملت" شاهزاده ي دانمارك ي است وفيلم تحسين برانگيز گريگوري كوزينتسف 1964 از اين نمايش مشهور مي باشد . كه حتماً در ذهن علاقمندان سينما هنوز جاي دارد.
هملت با نام اصلی گملت (به روسی: Гамлет) نام فیلم درامی روسی است به نویسندگی و کارگردانی گریگوری کوزینتسف و اقتباسی است از تراژدی مشهور «هملت» اثر شاعر و نمایشنامهنویس انگلیسی ویلیام شکسپیر که بر اساس ترجمهٔ روسی بوریس پاسترناک از آن (۱۹۴۱) در سال ۱۹۶۴ و به طریقهٔ سیاه و سفید در اتحاد جماهیر شوروی ساخته شده است. این فیلم جوایزی چند را همچون جایزهٔ ویژهٔ هیأت داوران جشنوارهٔ فیلم ونیز را به خود اختصاص داده است
منبع: سايت نقد فارسي
تروریسم، هرج و مرج سیاسی و بی ثباتی اقتصادی شماری از مسائل تهدید کننده ی دنیای واقعی هستند که فیلم «شوالیه ی تاریکی برمی خیزد/ The Dark Knight Rises» آنها را با پردازشی عمیق به قلمرو فیلم های سینمایی ساخته شده بر اساس کمیک بوک ها وارد می کند. قسمت آخر «سه گانه ی بتمن» ساخته ی کریستوفر نولان، یکی از موفق ترین ساخته های مهم و عظیم هالیوود است که باعث می شود تمامی ساخته های رقیب آن - کمپانی مارول- کاملاً ابلهانه و کودکانه به نظر برسند.
این فیلم با فضاسازی گیرا و میخکوب کننده ی خود که گهگاهی هم به شکلی که کسی تصورش را نمی کند ارعاب انگیز می شود، در کلیت خود در جایگاه بهترین فیلم سه گانه ی نولان قرار می گیرد، حتی اگر از وجود عنصر منحصر به فردی چون نقش آفرینی جاویدان «هیث لجر/Heath Ledger» در «شوالیه ی تاریکی/The Dark Knight» محروم باشد (به راستی مگر ممکن بود این فقدان حس نشود؟). این فیلم با هر معیاری که سنجیده شود یک بلاک باستر به شمار می رود.
ادامه دهيد
يكي از ماندگار ترين فيلمهاي تاريخ سينماي وسترن كه تعدادشان فراتر از انگشتان دست نمي روند . ماجراي نيمروز (1951) فرد زينه من است.

فرد زينه مان - متولد1907 - وين
البته اين فيلم يك سال بعد نمايش داده شد . فيلم سياه وسفيد است و موسيقي بالاد گونه آن در نوع خودش بي نظير است ( ترانه .آه عزيزم تركم مكن)و هنوز هم به دل مي نشيند و آنرا ديميتري تيومكين ساخته است .
کارگردان فرد زینهمان
تهیهکننده استانلی کرامر
نویسنده: داستان جان کانینگهام
فیلمنامه کارل فورمن
بازیگران
: گری کوپر لوید بریجدز،گریس کلی
توماس میچل
موسیقی:
دیمیتری تیومکین متولد اوكراين 1894
فیلمبرداری: فلوید کرازبی
تدوین
: المو ویلیامز و هری گرستاد
توزیعکننده: یونایتد آرتیستز
مدت زمان : ۸۵ دقیقه
![]()
ماجرای نيمروز در مراسم اسكار سال ۱۹۵۲ در ۷ رشته نامزد دريافت جايزه شد و درنهايت موفق به كسب ۴ جايزه به شرح ذيل شد:

كري كوپر
گری كوپر كه پيش از اين يكبار جايزه اسكار را به خاطر نقش آفرينی در فيلم گروهبان يورك بدست آورده بود، با بازی جذابش در ماجرای نيمروز دومين اسكار خود را نيز دريافت كرد.
اين فيلم به فارسي دوبله شده و بجاي كوپر هم مرحوم" ايرج ناظريان" صحبت كرده كه دوبله ايشان بسيار شايسته و ماندگار شده است. همچنين دوبله اين فيلم به جهت پخش از شبكه دو سيما به سرپرستي آقاي قنبري مجددا صورت گرفته و آقاي اسماعيلي به جاي كوپر حرف مي زند.

گريس كلي - همسر كلانتر
ادامه دهيد
شواليه سياه بر مي خيزد.
یأس و ناامیدی سرتاسر گاتام را فراگرفته و بار دیگر شهر غرق در فساد و گناه شده است. مردم گناهکار شهر بازهم باید تقاص اعمال ناشایست خود را پس دهند. آتشی ویرانگر در انتظار مردم شهر است؛ این بار اما دیگر هیچ نجات دهندهای در راه نیست. هیچ کس توان ایستادگی مقابل «بین» را ندارد؛ مردی خبیث با گذشتهای تیره که وجودش تنها با خاکستر شدن گاتام آرامش خواهد یافت…
اینها تصویری تاریک از آخرین اثر کارگردان محبوب دنیای سینما، «کریستوفر نولان» برای سهگانهی بتمناش است. او با تمام وجود بازگشته تا پایانی شایسته برای این سه گانه رقم بزند.
ادامه دهيد.

سينماي سوئد بدون شك مديون بزرگ مردي بنام اينگمار برگمان است . سينما گري كه واقعاً در كارنامه اش كار هاي خوب هنر هفتم را دارد. كه مي تواند سبك وسياقي باشد براي ديگران .واينكه از تماشاي آثار ماندگار لذتي دو چندان ببريم .
فاني و الكساندر محصول 1982 با پرداختي شايسته به مسائل فلسفي در رديف بهترين آثار هنر هفتم قرار گرفته . وشايد اگر برگمان نمي بود كس ديگري نمي توانست به شايستگي او آن را بسازد. بهر تقدير ديدن اين اثر از سينما گر سنت گراي اروپا خالي از لطف نيست . و اينكه : از نگاه تارکوفسکی سينماگر روس، آفرينش هنري جست و جوييست در نمايان كردن آنچه ميتواند به عنوان امر واقعي پديد آيد و برگمان هم در اين فيلم همين كار را كرده.
ادامه دهيد

اینگرید برگمن در ۲۹ آگوست سال ۱۹۱۵ در استکهلم به دنیا آمد، پدرش سوئدی و مادرش آلمانی بود. وقتی ۳ ساله بود مادرش درگذشت و متأسفانه در سیزده سالگی پدر عکاس هنرمندش را هم ازدست داد. پدرش دوست داشت او خواننده اپرا شود و سه سالی هم او به کلاس آواز فرستاد. بعد از مرگ پدرس او به نزد عمهاش رفت، اما وی نیز بعد از شش ماه او را تنها گذاشت و او ازآن پس با عمویش زندگی کرد.

اینگمار برگمن
فانی و الكساندر
(1982)(سوئد، فرانسه، آلمان)
کارگردان : اینگمار برگمان
تهیه کننده : یورن دونر
فیلمنامهنویس: ا. برگمان
فیلمبردار: اسون نیکویست
تدوینگر: سیلویا اینگمارسون
موسیقی: دانیل بل
چهرهپرداز: باربارو هوگن، آنا ـ لنا ملین
صداگذار: بیورن گونارسون، لارس لیجهلم
طراح صحنه و لباس: ماریک ووس
بازیگران : کریستسنا آدولفسون، بوری آلشتد، پرنیلا آلوین، کریستین آلمگرن
۱۸۸ دقیقه
محصول 1982 سوئد، فرانسه ، آلمان
خلاصه فیلم : فانی و الکساندر بچههایی پرشور و نشاط در اکدال در اوایل قرن بیستم هستند. والدینشان اسکار و امیلی، کارگردان و هنریشه نقش اول در تئاتری محلی هستند. مادر و برادر اسکار، حامیان اصلی این تئاترند. بعد از مرگ زودهنگام اسکار، بیوهاش با اسقف ازدواج میکند و با بچههایش به دفترخانه پر از ممنوعیت او نقل مکان میکند. بچهها به ورطه بینوایی میافتند. فیلم به شکلگیری همین مشکل میپردازد. داستان فرعی فیلم به ایساک، یک تاجر محلی یهودی، مربوط میشود که عاشق مادربزرگشان است و خانه عجیب و غریبش به پناهنگاه بچهها تبدیل میشود.
......................
شاهکار گرم و خطاپوش برگمان و در کارنامه او فیلمی بینظیر و غافلگیر کننده که از نوعی آشتی با مخاطب - که سابقاً در آثار او معطوف به طیفی محدود و نخبه بود - حکایت دارد. برگمان اینک مشغلههای اصلیاش را مثل خداوند، مرگ و معنای زندگی، به نوعی تعمیم و تسری میدهد و حرفهایش را از زبان «الکساندر»، پسربچه صاحب تخیل و بدل خردسال خودش، بیان میکند. فیلم، با رنگهای فوقالعادهاش، مجموعه جذاب شخصیتها و بازیگران، و ادای دین زیبائی به هنر و به ویژه تآتر،
این فیلم، فیلم خداحافظی برگمان بود و نامزد دریافت شش اسکار شد و چهار جایزه برای فیلم برداری، طراحی صحنه، طراحی لباس و بهترین فیلم خارجی را دریافت کرد.
ادامه دهيد
اینگمار برگمان فیلمساز بزرگ سوئدی 14 ژوئیه 1918 در اوپسالا سوئد به دنیا آمد و ژوئیه سال 2007در 89 سالگی در جزایر فارو درگذشت. 
روزهای جوانی

«لبخندهای یک شب تابستانی» (1955)
ادامه دهيد
بررسي و تميز دادن ملودارم ها و فيلم ها با ژانر عاشقانه در سينما مسلماً كاري دشوار است . در ذيل به يك نظر سنجي در اين مورد اشاره مي شود .
1- كازابلانكا
سال1942 و با كارگرداني مايكل كورتيز، راوي ماجراي عاشقانه يي در گيرودار جنگ دوم جهاني شد. كازابلانكا با هنرنمايي دو هنرپيشه نامدار تاريخ سينما همفري بوگارت و اينگريد برگمن درخشيد و در شمار ماندگارترين فيلم هاي كلاسيك سينما جاي گرفت. كازابلانكا از آن دسته رمانس هاي ناياب در تاريخ سينماست كه پس از گذشت 66 سال از زمان ساختش هنوز طراوت و شادابي خود را از دست نداده. راز ماندگاري آن را بايد در تبديل شدن شخصيت هايش به اسطوره جست وجو كرد، اسطوره هايي كه هر گاه آنها را مي نگري گويي هنوز زنده اند. هشت نامزدي اسكار و سه جايزه اصلي بهترين فيلم سال، بهترين كارگرداني و بهترين فيلمنامه بخشي از سهم كازابلانكاست.
ادامه دهيد.

2012 --کمدی -- 102 دقیقه -
«وودي آلن» به لحاظ هنري و مالي در توقفگاه هاي سياحتي اروپايي خود در لندن، بارسلونا و پاريس به موفقيت دست يافت اما در «به سوي رم با عشق»، چهره اي مملو از زبان بازي به خود گرفته است. اين فيلم به دليل ادا و اطوار درآوردن ها و وول خوردن هاي بدش، نوعي گردش سياحتي فوق العاده پرتجمل در ميان شهري لايزال است كه گويي دربان هتل اكسلسوار آن را چيدمان كرده باشد. اين توليد سوني پيكچرز كلاسيكز با استفاده از لطيفه هاي تكراري و موتيف هاي آشنا از فيلم هاي متعدد پيشين آلن، كه همگي آنها بار نخست كه به كار برده شده بودند بهتر جلوه مي كردند، شايد در وهله اول از حسن شهرتي بهره برده باشد كه فيلم «نيمه شب در پاريس» در سال گذشته به وجود آورده بود- پرفروش ترين فيلم آلن تاكنون- اما حرف هاي دهان به دهان، انتظارات اميدوار كننده را در نطفه خفه مي كند. از 20آوريل در ايتاليا فقط در نسخه هايي به زبان ايتاليايي اين فيلم اكران شده است و نسخه زبان انگليسي اش در جشنواره فيلم لس آنجلس به نمايش درآمد و اكران محدود آن از 22 ژوئن (دوم تيرماه) آغاز شد.
با وجود همه مسايل، مايه تسكين است وقتي آدم درمي يابد كه توليد بعدي آلن در نيويورك و سن فرانسيسكو فيلمبرداري خواهد شد. به نظر مي رسد كه او عجالتا دست از اروپا برداشته است. اگرچه شخصيتي كه او در اينجا تصوير مي كند يك كارگردان بي تفاوت بازنشسته اپراست كه به كشف يك تِنور درخشان نايل مي شود، اما آلن نويسنده-كارگردان اين بار خود را به كرگوشي زده، تا حدي كه درنمي يابد شيرين زباني هاي بدون وقفه شخصيت هاي كمتر جذاب تقريبا هيچ گاه خوب از كار در نمي آيند.
چهار داستان جداگانه كه هرگز رابطه اي دروني با هم برقرار نمي كنند، اگرچه به هم برش مي خورند_اين انتظار كه با نوعي جمع بندي نهايي و بزرگ فليني وار روبه رو خواهد شد را در ادامه بي اساس جلوه مي دهند. اما مايه تعجب است نويسنده قابلي مانند آلن حتي به خود زحمت نمي دهد تا وحدت زمان را رعايت كند؛ داستان آن زوج، گويا در يك روز رخ مي دهد، در حالي كه به نظر مي رسد داستان هاي ديگر در طي هفته هاي متمادي يا طولاني تر رخ مي دهند.
اين واقعيت كه آلن -كه پس از فيلم «خبر داغ» در 2006 نخستين بار است در فيلمش بازي مي كند- نقش يك كارگردان اپرا را ايفا مي كند چندان دور از ذهن و بعيد نيست، زيرا خود آلن اپراي يك پرده اي پوچيني با عنوان Gianni Schicchi را چهار سال پيش در اپراي لس آنجلس بر صحنه برده بود؛ اجرايي خوب، كه بايد از او تشكر كرد. اگرچه، اين شخصيت جري او همان آلن كوچ كلاسيك است، كه با همسرش، فيليس (جودي ديويس)، به رم وارد مي شود، تا شوهر آتيه دار و ثروتمند دخترش، هِيلي (اليسن پيل) را ملاقات كند اما فقط مي تواند درباره كمونيست ها، اصناف و اغتشاش خطوط هوايي شكوه و شكايت كند و بس.
ادامه دهيد.